دانلود دلنوشته در انتهای تاریکی

خلاصه:

دانلود دلنوشته در انتهای تاریکی در انتهای کوچه باغ های تاریک، سه دختر نفس می کشند. صدای نفس هایشان در خانه قدیمی که  در دل باغ قرار دارد پیچیده می شود! گویا کسی کمک می طلبد اما فقط صدای نفس هایشان است.صدای نفس های عمیق و بلند به همراه صدای هوهوی باد که با شاخه برگ درختان بازی می کند

دلنوشته های دیگر ما:

دانلود دلنوشته عشق تو بیماره

و صدای خش خش برگ ها وهم را در فضا گسترش می دهند!

آواز می خوانند!صدا هایشان زیباست اما در صدا هایشان غم موج می زند.

هر سه دختر با موهای به رنگ شب و لباس هایی به رنگ سفید، آرام می رقصند!

می رقصند و آواز می خوانند.

می رقصند اما با غم! می خوانند اما با غم!

سه دختر جوان که رها شده اند.سرنوشت رها شدن را برایشان نوشته بود اما چرا سرنوشتشان را تغییر ندادند؟!

چرا تلاش نکردند تا سرنوشت تلخ خود را شیرین گون کنند؟!

چرا آسمان جنگل مه آلود که به آن خانه قدیمی اما زیبا ختم می شود، تاریک است؟!

چرا آن سه دختر بلند نفس می کشند؟!

و چرا آنان کمک می خواهند؟! و چرا آنان رها شده اند؟! و چرا…؟!

سه دختر با سه داستان زندگی متفاوت ؛ زیبا اما غم انگیز!

اما آنان زنده اند! اما در حقیقت آنان مرده اند!

و حقیقت همیشه رمزآلود است و در پایان تلخ!

بخوام توضیحی درمورد این دلنوشته بدم باید بگم که این دلنوشته

رو از جانب دخترهایی می نویسم که توی زندگی محبت خانواده رو به دلایلی نداشتند

و سرانجام اونا نامشخص. یه جورایی خودمو جای اونا می زارم و حرف های دلشون رو می نویسم.

اگر پدر یا مادر هستین، پدر و مادر های خوبی برای فرزندانتون باشین و نزارید

دخترها و پسرهاتون حسرت یک آغوش پدرانه و محبت مادرانه رو بخوره:)

منبع: یک رمان

این مطلب را به اشتراک بگذارید