دانلود دلنوشته دل نوشته

خلاصه:

دانلود دلنوشته دل نوشته گاهی حرف‌هایم به زبانم نمی‌آید، زبانم از گفتنش قاصرمی‌شود، گاهی حرف‌هایم به ذهنم هم نمی‌ رسد و بیفکر حرف‌هایی به دلم می‌آید، حرف‌هایی که فقط حرف دل است.​ جانانم کجایی، ای محبوب قلبم کجایی؟ جانم به فدایت کجایی؟ دلم برایت تنگ است، دلم آغوشت را تمنا می‌کند،

دلنوشته های دیگر ما:

دلم گرمای نفست را طلب می‌کند،

دلم گرفتن دست‌هایت را می‌خواهد

معشوقم، این دل زبان نفهمم تو را طلب دارد.

​امروز دلم گرفت، حرف نمی‌فهمد، مدام زجه می‌زند

من نیز زبانش را نمی‌فهمم، هی می‌گویم ای دل

صاحب مُرده، بس کن، بس نمی‌کند

نازش را می‌کشم، بس نمی‌کند

مانده‌ام بعد رفتن تو جواب این دل زبان نفهم را

چه بگویم…

من هی می‌گویم این دل زبان نفهمم است شما قبول

نمی‌کنید، امروز مانند کودکی هی پا به زمین

می‌کوبد و تو را از من می‌خواهد.

هی می‌گویم ای دلم بفهمم شدنی نیست

باز پا توی یک کفش می‌کند و لج بازی می‌کند

دلم می‌گوید به تو حس پیدا کرده است

هی می‌گویم حسّت غلط است

هی می‌گوید عاشق شده است.

من با این دل چه کنم؟

کاش بودی، کاش کنارم بودی، کاش می‌ماندی،

کاش زود تمام نمی‌شد، کاش اصلا شروع نمی‌شد

کاش این دل نمی‌لرزید

کاش دلم همان زمان به حرفم گوش می‌داد

و تو را در خود جای نمی‌داد.

حال من مانده‌ام و این دل به خون نشسته

مانده‌ام رفتند را چگونه برای او توجیه کنم

هیچ‌وقت دلم، دل نبود…

​کاش همان موقع افسار اسب سرکش دل را

در دست می‌گرفتم تا مرا این گونه زمین نمی‌زد.

ولی کار از کار گذشته، رَم کرد و مرا به زمین زد

این دل هیچ منطقی را قبول ندارد

فقط و فقط خود را قبول دارد

زورم به دلم نرسید…​

 همیشه مغزم فرمان می‌داد و عمل کردم،

دلم ناراحت شد و گریه کرد،

پرسیده‌ام برای چه گریه می‌کنی دلکَم؟

منبع:یک رمان

این مطلب را به اشتراک بگذارید

برچسب ها :