یک رمان | دانلود رمان

1Roman
فهرست

مطالب سایت

دانلود رمان دخترها‌ عشق ‌را‌ فریاد‌ نمی‌زنند

بازدید: 658 بازدید
0 نظر
REZA
5 نوامبر, 2020

دانلود رمان دخترها‌ عشق ‌را‌ فریاد‌ نمی‌زنند

دانلود رمان دخترها‌ عشق ‌را‌ فریاد‌ نمی‌زنند

 

پدرش بال درآورد،پدر سرهنگش آرزو داشت دخترش دکتر بشود. و رها همیشه با آرزوهای پدرش بحث میکرد و می گفت:چرا من؟چرا به رزا نمیگید درس بخواند و برای بابا دکتر بشود.خواهرش را میگفت،خواهری که دوسالی از او بزرگتر بود و معماری میخواند.برادرش هم مهندس عمران بود و در خانه خودش زندگی میکرد. خواهر و برادرش به آنچه آرزو داشتند رسیده بودند. فقد در این خانه رها بود که هنوز به آرزو هایش دست پیدا نکرده بود.

ادامه / دانلود

دانلود رمان جام غرور

بازدید: 4,821 بازدید
0 نظر
REZA
19 فوریه, 2020

دانلود رمان جام غرور

جوانی از جنس سنگ، لبریز از غرور، برای رسیدن به خواسته‌هایش قادر است تمام مرزها را زیر پا بگذارد. او از شکستن‌ها، گذشتن‌ها و ویران کردن‌ها ابایی ندارد. روزی که خودش را در اوج می‌بیند، سرنوشت دست به کار می‌شود، از جایی که فکرش را نمی‌کند کسی را وارد زندگی‌اش می‌کند که قصر ساخته شده از غرورش را ویران می‌سازد و آغاز کابوس‌هایش را رقم می‌زند. اما آیا در این بازی‌ غرور می‌تواند پیروز باشد؟

عقربه‌های ساعت برای دخترک روی عدد یازده متوقف شده بود. زمان در این لحظه چنان بی‌رحم به نظر می‌رسید که گویی قصد گذر کردن ندارد. دخترک با قلبی شکسته و روح زخم خورده، عاجزانه کف سالن نشسته بود. سیاهی شب همه چیز را برایش دردناک‌تر می کرد. توان انجام هر حرکتی را از دست داده بود. همه چیز مثل کابوسی تلخ می‌ماند که ثانیه به ثانیه تلخ‌تر می‌شد. نفس‌هایش آرام و کند شده بود و هر قطره‌ی بی‌صدایی که از چشم‌های عسلی رنگش با خط چشم مشکی‌اش پایین می‌چکید، سیاهی دور پلک‌هایش را چند برابر می‌کرد. با نفرت به تراول‌هایی که در مقابلش روی زمین ریخته شده بود، نگاه کرد. ارزشش همین بود؟! گناه دخترک چه بود؟! مگر عشق ورزیدن می‌تواند گناه باشد؟!
به‌ آرامی سرش را بلند کرد و به سمت چپ چرخاند. بار دیگر به آن مرد بی‌رحم خیره شد. چشم‌های مشکی مرد از خشم و عصبانیت تیره‌تر شده بود. نگاهش مثل نگاه شیر درنده‌ای بود.

ارمغان: پولت‌ رو به رخم می‌کشی؟! برو بابا. ارغوان: حالا که اینطور شد می‌رم اون یکی‌ رو هم همین‌کار می‌کنم!

ادامه / دانلود

دانلود رمان دختر نقاب دار

بازدید: 3,033 بازدید
0 نظر
REZA
19 فوریه, 2020

دانلود رمان دختر نقاب دار

رمان دختر نقاب دار، روایتگر زندگی آنالیا محبی خلافکار و رئیس بزرگترین باند قاچاق مواد. زندگی این دختر سراسر رازه! با نفوذ سه پلیس به باند، متوجه چیز های عجیبی در مورد زندگی این دختر میشن و جالبترینش هویتشه چون هیچ کسی به اسم آنالیا محبی در هیچ کشوری نیست و هنوز هم اونا در تلاش برای شناختن این دختر هستند.

اما و اگر نداره،الانم پا میشی میری پیش مادرت منم با وکیل هماهنگ می کنم بیاد کارای بیمارستانو رو به راه کنه.

ثریا با چشمایی که نم اشک توشون دیده می شد گفت:

خانوم تا عمر دارم مدیونتونم هیچ وقت لطفتونو فراموش نمی کنم.

جدی گفتم:الان وقت این حرف ها نیست،پاشو برو.

و دیگه فرصت هیچ حرفی رو بهش ندادم و پاشدم دوباره رفتم تو اتاقم.

پوسیدم تو این اتاق اه.

تا وقت شام خودمو با کارهای مختلف مشغول کردم ولی ساعت نمی گذشت که نمی گذشت.به محض اینکه وقت شام اومد،زودتر از همه سر میز بودم و حاضر و آماده نشسته بودم.

بعد پنج دقیقه بقیه هم که شامل ارمیا و سامیار و روژین می شد،اومدن و نشستن.

خدمتکار غذاهارو آورد و مشغول خوردن شدیم؛بعد از صرف شام روژین رو به من گفت:

_آنا خانوم ما می خوایم فیلم ببینیم اگه دوست دارید شما هم بیاید با ما ببینید.

اول خواستم یکم کلاس بزارم که نه حوصله این کارارو ندارم ولی وقتی به این جنبه فکر کردم که حوصلم سرمیره،بدون حرف نشستم رو مبل که از شانس عالیم ارمیادرست کنار من نشست.

البته زیادم برام مهم نبود.

با دیدن ژانر فیلم به غلط کردن افتادم که ای کاش تو اتاق از بیکاری می مردم ولی این خفت و خاری رو نمی دیدم.

با این که من خودمو تو جمع خیلی قوی جلوه می دادم ولی وقتی بحث فیلم ترسناک بود،اصلا

ادامه / دانلود


دانلود رمان