یک رمان | دانلود رمان

1Roman
فهرست

مطالب سایت

دانلود رمان دست‌های گندم

بازدید: 1,703 بازدید
0 نظر
REZA
7 ژانویه, 2020

دانلود رمان دست‌های گندم

دانلود رمان دست‌های گندم

 

دانلود رمان دست‌های گندم  دختر شمالی تنها و کم سن و سالی است که خانواده‌ی خود را در زلزله‌ی رودبار از دست داده و پس از چند سال تنهایی به تهران آمده و خدمتکار یک عمارت می‌ شود. همه چیز خوب پیش می‌رود تا پسر صاحب عمارت از خارج بر می‌گردد و عاشق گندم می‌ شود. اما این عشق با وجود مخالفت‌های زیاد چه می‌شود؟ با ما همراه باشید

ادامه / دانلود

دانلود رمان فریبکار مرگ

بازدید: 742 بازدید
0 نظر
REZA
7 ژانویه, 2020

دانلود رمان فریبکار مرگ

دانلود رمان فریبکار مرگ

 

دانلود رمان فریبکار مرگ داستان درباره ی دختریست کہ مادرش او را به قیمت پانصد میلیون می فروشد ان دختر با هزار سختی فرار می کند و وارد گروهی جنایی می شود و حال در پی انتقام است انتقامی خونین من دختری هستم از جنس سنگ  سنگی بدون نفوذ بدون شکستگی یا شکافتگی من فریبکارم، همان فریبکاری کہ در پی قتل توست آری من همان دختر سنگدلی ام که مشکلات کمرم را خم نکرد  مشکلات، مرا تبدیل به فولاد کرد سخت و محکم 

ادامه / دانلود

دانلود رمان نفس تو معنی زندگی

بازدید: 1,176 بازدید
0 نظر
REZA
7 ژانویه, 2020

دانلود رمان نفس تو معنی زندگی

دانلود رمان نفس تو معنی زندگی

 

دانلود رمان نفس تو معنی زندگی دختری به لطافت شبنم که روزگار سنگش ساخته با قلبی از جنس دریا که پنهان است در زیر فشار زندگی که ناگهان می‌آید کسی با شکل انسان ولی باطن یخ‌بندان که ترک می‌اندازد بر روی آن پوسته‌‌ی سخت تا در هم شکند لاکی که در آن پنهان می‌شد دخترک‌! ولی گوید خود کرده را تدبیر نیست و این دختر تعبیر می‌کند عشق را برای پسرک قطبی!

ادامه / دانلود

دانلود رمان یک دو پنج حیات

بازدید: 975 بازدید
0 نظر
REZA
7 ژانویه, 2020

دانلود رمان یک دو پنج حیات

دانلود رمان یک دو پنج حیات

 

دانلود رمان یک دو پنج حیات شعله‌های سرکش، خشمگین و سوزان را با دنیایی از دلهره فرو می‌نشانی. همه روز و شبت را با آتش، پنجه می‌افکنی تا هیچ خانواده‌ای، شبی را بی‌خانه و خانواده پلک نبندد. پیشانی تو را می‌بوسم که خط‌های سرنوشت بسیاری از انسان‎ها به پیشانی تو گره خورده است.سرنوشت‌های سوخته را با ابرهای عشق، به بهار پیوند می‌زنی

ادامه / دانلود

دانلود رمان کال

بازدید: 831 بازدید
0 نظر
REZA
26 دسامبر, 2019

دانلود رمان کال

دانلود رمان کال

 

دانلود رمان کال درد را حس می‌کنم در جزء جزء بدنم. نفس که می‌کشم چهره‌اش را به یاد می‌آورم هنوز خودم را نباخته‌ام اما راس تش را بخواهی به اندازه‌ی کافی درد کشیده‌ام؛ در کنار دیگران لبخند می‌زنم و پر شور می‌خندم. خنده‌هایی مصنوعی که هر کس ببیند فکر می‌کند دردی نکشیده‌ام. تنها که می‌شوم  همانند نوزاد پاهایم را درون شکمم جمع می‌کنم و به

ادامه / دانلود

دانلود رمان تاریخ برلیان

بازدید: 607 بازدید
0 نظر
REZA
26 دسامبر, 2019

دانلود رمان تاریخ برلیان

دانلود رمان تاریخ برلیان

 

دانلود رمان تاریخ برلیان همین طور که دهنش باز بود موهامو که بافته بودم کششو در آوردم و توی دهنش چپوندم.عصبانی کش رو بیرون آورد و از پنجره پرتش کرد بیرون وداد کشید:«تو چیکار کردی؟» خونسرد به پشتی صندلی تکیه دادم و گفتم:«کشمو توی ده نت کردم

ادامه / دانلود

دانلود رمان نیلوفرانه

بازدید: 563 بازدید
0 نظر
REZA
21 دسامبر, 2019

دانلود رمان نیلوفرانه

خلاصه:

دانلود رمان نیلوفرانه ظاهرا که فقط افت فشاره ولی برای اطمینان بیشتر یه چکاپ کامل نوشتم سردرد داره که مسکن تزریق شده عماد چراغ قوه اش را در آورد پلکهایش را پایین کشید و به آنها نگاه کرد با گوشی اش ضربان قلبش را گوش کرد و نبضش را گرفت عصبی شدی ؟

ادامه / دانلود

دانلود رمان بستنی با چاشنی عشق

بازدید: 562 بازدید
0 نظر
REZA
21 دسامبر, 2019

دانلود رمان بستنی با چاشنی عشق

دانلود رمان بستنی با چاشنی عشق نیم ساعت گذشته بود که یهو عماد گفت: سانیا این یه چیز عادیه، خجالت نمی خواد‌. بازم چیز ی نگفتم که گفت: سانیا نگاهم کن! آروم سرم رو بلند کردم که با چشم های خندون عماد رو به رو شدم. آروم گفتم: بخند راحت باش. عماد با صدای بلند زد زیر خنده.

ادامه / دانلود

دانلود رمان به چشمات قسم

بازدید: 707 بازدید
0 نظر
REZA
17 دسامبر, 2019

دانلود رمان به چشمات قسم

خلاصه:

دانلود رمان به چشمات قسم بین افراد ژینوس به چشم خورد که با ارایشی غلیظ کنار دفرت مدیریت ایستاده بود .بی توجه به او از کنا ش رد و وارد دفرت شد .ازصبح عصبی بود بادیدن ژینوس عصبی تر هم شد لعنتی گفت و به سمت  میز ریاست رفت بعد از گذ اشنت کیف روی میز و نشسنت پشت میز ریاستش به منشی زنگ زد و بی 

ادامه / دانلود

دانلود رمان دوستی اجباری

بازدید: 716 بازدید
0 نظر
REZA
13 دسامبر, 2019

دانلود رمان دوستی اجباری

خلاصه:

دانلود رمان دوستی اجباری صندلی تکیه داد و دست به سینه شد.  آفرین حالا شد.  کمی روی میز خم شد و با صدای آرومتری گفت:  باهام دوست میشی.یکه خورده و مبهوت بهش نگاه کردم، نمیدونستم چی کار کنم. گیج و گنگ بودم.ببین اگر فکر کردی من دست از سرت برمیدارم، کور خوندی. تنها راهت همینه. 

ادامه / دانلود


دانلود رمان